تبلیغات
تاریخ اسلام - حجّاج بن یوسف ثقفى‏
حقیت راستین

حجّاج بن یوسف ثقفى‏

نویسنده :عباس صفری
تاریخ:دوشنبه 27 دی 1395-09:18 ب.ظ


در طائف به دنیا آمد و سپس به شام رفت و در دستگاه خلیفه ترقى كرد. تا آن‏كه عبد الملك بن مروان او را به جنگ عبد اللّه بن زبیر به مكّه فرستاد و حجّاج با لشگرى گران به آن‏سو رفت و عبد اللّه را بكشت و بر مكّه دست یافت. عبد الملك، ولایت مكّه، مدینه و طائف را بدو داد، و بعد عراق را نیز ضمیمه‏ى قلمرو او نمود. وى بیست سال بر عراق حكومت كرد. در دوره‏ى او جنایت‏ها، كشتارها و رنج‏ها به مردم مسلمان عراق رسید. شهر واسط را او بنا كرد. عدد مقتولان به دست او، به‏غیر از آن‏چه به سبب جنگ‏هاى او كشته شده‏اند، به صد و بیست هزار مى‏رسد. وقتى به هلاكت رسید در زندان او، پنجاه هزار مرد و سى هزار زن بود كه شانزده هزار آن‏ها برهنه و عریان بودند.

مرد و زن را باهم حبس مى‏كرد و در زندان او سقف و پوششى نبود. از شعبى نقل شده‏

است كه اگر هرامّتى، خبیث خود را بیرون آورد و ما حجّاج را در مقابل ایشان درآوریم، بر تمامى ایشان، غلبه خواهیم یافت. حجّاج، بسیارى از شیعیان امیر المؤمنین (ع) را از جمله كمیل بن زیاد نخعى، قنبر، غلام حضرت امیر، عبد الرّحمن بن ابى لیلى انصارى، یحیى بن امّ طویل و سعید بن جبیر به شهادت رسانید. هلاكت حجّاج به سال 95 هجرى در شهر واسط رخ داد.[1]

مادر حجاج زن حارث بن كلده بود، که او را طلاق داد. پس از حارث، یوسف ابن ابى عقیل ثقفى پدر حجاج‏ او را بگرفت و حجاج بن یوسف از او بدنیا آمد كه ناقص الخلقه بود و سوراخ دبر نداشت و سوراخى براى او پدید آوردند. پستان مادر و غیر مادر نمیگرفت و در كار او فرو ماندند. گویند شیطان بصورت حارث بن كلده نمودار شد و از كار آنها پرسید، گفتند: «فارعه (این نام مادر حجاج بود) پسرى از یوسف آورده و پستان مادر و غیر مادر نمی گیرد.» گفت: «یك بزغاله سیاه را بكشید و سق او را با خون بزغاله بیالایید روز دوم نیز چنین كنید و روز سوم بز سیاهى را بكشید و سق وی را با خون آن بیالایید، پس از آن گوسفند سیاهى را بكشید و سق وی را با خون آن بیالایید، و صورتش را خون‏آلود كنید كه بروز چهارم پستان خواهدگرفت.» گوید چنین كردند. بهمین جهت پیوسته در كار خونریزى بى اختیار بود و میگفت كه بهترین لذتهاى او خونریزى است و انجام اعمالى كه دیگران از ارتكاب آن دریغ دارند.[2]

گفته‌اند که حجاج زشت‌رو و کوچک اندام بود. وی فصیح و بلیغ و خطیبی توانمند بود حجاج بن یوسف شهر واسط را تاسیس کرد و در آنجا از دنیا رفت.

 

 



[1] آیینه وند، صادق، ادبیات سیاسى تشیع، 1جلد، علم - تهران، چاپ: اول، 1387.

[2] مسعودى، على بن حسین، مروج الذهب/ترجمه، 2جلد، شركت انتشارات علمى فرهنگى - تهران، چاپ: پنجم، 1374.




نوع مطلب : شخصیت شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر