تبلیغات
تاریخ اسلام - سه خونریز تارخ اسلام
حقیت راستین

سه خونریز تارخ اسلام

نویسنده :عباس صفری
تاریخ:شنبه 25 دی 1395-08:31 ب.ظ

شمر و عبید الله ابن زیاد و مسلم بن عقبه

هر یک از این سه نفر یک نقصی در بدن یا در نسب داشتند و روی قاعده روانشناسی هر کسی که نقصی دارد می خواهد هر طور شده آن نقص را جبران کند و فعالیت زیادی می کندکه در روانشناسی جدید «مکانیسم جبران» اصطلاح شده است.

و احیانا جبران نقص خود را در پایین آوردن و منکوب نمودن دیگران می خواهد بنماید تا تعادل بر قرار شود. در باره شمر گفته اند: «کان ابرص کریه المنظر، قبیح الصورة و کان یصطنع المذهب الخارجی یحارب بها علیا و ابناءه، و لکن لا یتخذه حجة لیحارب بها معاویة و ابناءه» او پیس و زشت رو و بد قیافه بود، مذهب خوارج را اختیار کرده بود (چون در سایه این مذهب بهتر می شود از اجتماع انتقام گرفت)تا به این بهانه با علی و فرزندانش بجنگد، ولی آن را حجت و دلیل قرار نمی داد تا با معاویه و اولادش بجنگد. در باره مسلم بن عقبه گفته اند: «کان اعور امغر، ثائر الراس، کانما یقلع رجلیه من وحل اذا مشی». یک چشم و گلگون و سپید موی بود، و چون راه می رفت گویی دو پایش را می خواهد از گل بیرون آورد

در باره عبید الله گفته اند: کان متهم النسب فی قریش  لان اباه زیادا کان مجهول النسب فکانوا یسمونه زیاد بن ابیه. ثم الحقه معاویة بابی سفیان - القصة... و کانت ام عبید الله جاریة مجوسیة تدعی مرجانة  فکانوا یعیرونه بها و ینسبونه الیها، کان الکن اللسان لا یقیم نطق الحروف العربیة، فکان اذا عاب الحروری من الخوارج قال «هروری» فیضحک سامعوه، و اراد مرة ان یقول: اشهروا سیوفکم، فقال: افتحوا سیوفکم، فهجاه یزید بن مفرغ: اودر نسب خود میان قریش متهم بود(عرب به افتخار نسبی قطع نظر از حلال زاده بودن اهمیت زیادی می داد) زیرا پدرش زیاد نسبش ناشناخته بود لذا او را زیاد بن ابیه می خواندند. سپس معاویه او را فرزند ابو سفیان قرار داد - داستانش معروف است... و مادر عبید الله کنیزی مجوسی بود که مرجانه نام داشت(ظاهرا ایرانی بوده و شاید در مدت ولایت فارس او را پیدا کرد)، و مردم وی را به خاطر او سرزنش می کردند و وی را به او منتسب می دانستند. او زبانش لکنت داشت و حروف عربی را به خوبی ادا نمی کرد، و چون می خواست یکی از حروریان خارجی را عیب گوید می گفت: هروری، و شنوگان همه به او می خندیدند. یک بار خواست بگوید: شمشیرهاتان را بر کشید، گفت: شمشیرهاتان را باز کنید، و یزید بن مفرغ او را به این بیت هجو کرد: و روزی که شمشیرت را از دور باز کردی خود را ضایع نمودی، و همه کارهایت ضایع است

مسلم بن عقیل در باره اش گفت: «و یقتل النفس التی حرم الله قتلها علی الغضب و العداوة و سوء الظن و هو یلهو و یلعب کانه لم یصنع شیئا (موت وجدان)» و او انسان بی گناه را به محض خشم و دشمنی و بدگمانی می کشت و با این حال به لهو و لعب می پرداخت که گویی اصلا عمل زشتی مرتکب نشده است.

. عبید الله در وقعه کربلا فقط 28 سال داشت.



نوع مطلب : عبرت های تاریخ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر