تبلیغات
تاریخ اسلام - اولین آشنایی و گفتگوی ابن ملجم و امیر المومنین
حقیت راستین

اولین آشنایی و گفتگوی ابن ملجم و امیر المومنین

نویسنده :عباس صفری
تاریخ:جمعه 26 خرداد 1396-12:26 ب.ظ


ابوالحسن علی بن عبدالله بن محمد البکری»، از «لوط بن یحیی»، از اساتید و گذشتگانش، نقل کرده‌اند: وقتی عثمان کشته شد و مردم با امیر مؤمنان علی علیه السلام بیعت کردند، مردی به نام «حبیب بن منتجب» از طرف عثمان والی یکی از شهرهای اطراف یمن بود. حضرت علی علیه السلام او را ابقا کرد و نامه‌ای برای او نوشت: "و اَنفِذ اِلیّ مِنهُم عَشرَۀ یَکونُونَ مِن عُقلائِهِم وَ فُصحائِهِم وَ ثِقَاتِهِم، مِمَّن یَکُونُ اَشَدُّهُم عَونَاً مِن اَهلِ الفَهمِ وَ الشُّجاعَۀِ عارِفینَ بالله، عالِمینَ بِاَدیانِهِم وَ مالَهُم وَ ما عَلَیهِم وَ اَجودُهم رأیاً، وَ عَلَیکَ وَ عَلَیهِمُ السّلام؛1 ده نفر از میان مردم آنها (با این شرایط) برایم بفرست که از عقلا و فصحای آنها و مورد اطمینان مردم باشند، از بین کسانی که در یاری رساندن محکم اند و از این شرایط نیز برخوردارند از اهل فهم و شجاعت اند، آگاه به خداوند، دانای به دینشان و آگاه به حقوق و وظایف خویش و دارای رأی نیکو هستند برگزین
در این جملات به بیش از دو ویژگی برای انتخاب شوندگان اشاره شده است: 1. عقل؛ 2. فصیح و دارای بیان گویا بودن؛ 3. مورد اطمینان مردم بودن؛ 4. در یاری رسانی محکم بودن؛ 5. اهل فهم و بصیرت بودن؛ 6. شجاع و نترس؛ 7. خداشناس؛ 8. دین شناس؛ 9. آشنا به حقوق خود و مردم (حقوق دان)؛ 10. دارای رأی و نظر نیکو بودن.
به راستی اوصاف کمرشکنی است که در هر کسی یافت نمی‌شود، و کسانی که اوصاف مذکور را دارا باشند، افراد ممتازی خواهند بود.

پس از بیعت مردم یمن فرماندار یمن به مردم گفت: ده نفر از بزرگان و شجاعان شما را می‌خواهم که نزد علی علیه السلام بفرستم، چنان که خودش فرمان داده است. همه گفتند: گوش می‌دهیم و فرمان می‌بریم.
2 پس صد نفر از بین آنها انتخاب نمود، آنگاه از صد نفر هفتاد نفر را انتخاب کرد، آنگاه از بین هفتاد، ده نفر را انتخاب کرد که عبد الرحمن بن ملجم بین آنها بود.

پس از انتخاب ده نفر، به سرعت آنها را برای اعلام وفاداری و یاری علی علیه السلام راهی کوفه کرد. هنگامی که آنها به کوفه رسیدند، خدمت امیر مؤمنان علیه السلام شتافته،

فَتَقَدَّمَ ابْنُ مُلْجَمٍ وَ قَامَ بَیْنَ یَدَیْهِ وَ قَالَ: السَّلَامُ عَلَیْكَ أَیُّهَا الْإِمَامُ الْعَادِلُ وَ الْبَدْرُ التَّمَامُ وَ اللَّیْثُ الْهُمَامُ وَ الْبَطَلُ الضِّرْغَامُ وَ الْفَارِسُ الْقَمْقَامُ وَ مَنْ فَضَّلَهُ اللَّهُ عَلَى سَائِرِ الْأَنَامِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْكَ وَ عَلَى آلِكَ الْكِرَامِ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ صِدْقاً وَ حَقّاً؛ آنگاه ابن ملجم (که از قبل به عنوان سخن گو انتخاب شده بود) جلو رفت و در پیشگاه علی علیه السلام ایستاد [این نشان از شجاعت و نترسی او دارد که یک جوان بتواند جرأت کند در مقابل امیر مؤمنان علیه السلام به این زیبایی لب به سخن گشاید.] و گفت: سلام بر تو ای پیشوای عادل! و ماه شب چهارده و شیرژیان و قهرمان دلاور و تک‌سوار بزرگ (میدان نبرد) و کسی که خدا او را بر تمام مردم (جز نبی) برتری داد! درود بر شما و آل بزرگوارت باد. شهادت می‌دهم که به راستی و به حق و حقیقت تو امیر تمام مؤمنان هستی.» به راستی عجب سخنرانی هیجان انگیزی، سخنرانی‌ای که کاملاً نشان از فصاحت، شجاعت و آگاهی گوینده دارد.
آنگاه ابن ملجم ادامه داد: ؛3 به راستی تو وصی رسول خدا، و خلیفۀ بعد از او هستی [نه آنهایی که قبل از تو خلافت را غصب کردند] و وارث علم او می‌باشی. از رحمت خداوند دور است کسی که حق تو و مقام و منزلت تو را انکار کند. صبح کردی در حالی که امیر خلافت و ستون (نگهدارندۀ آن) هستی. به راستی عدالت تو بین مردم شهرت دارد، وباران با فشار و پی در پی فضلت و ابرهای لطف و مهربانی‌ات مرتب بر مردم فرود می‌آید. امیر (یمن) ما را نزد تو فرستاده و ما از آمدن به نزد شما سخت خوشحال و مسروریم، پس مبارک (و با برکت) باد این طلقت (زیبایی) پسندیده، و تهنیّت و گوارایت باد خلافیت بر رعیّت

1. ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی طالب، انتشارات علامه، قم، بی تا.
2. اصفهانی، ابوالفرج، مقاتل الطالبین، انتشارات اسماعیلیان، قم، بی تا.
3. صحیفۀ کاملۀ سجادیه، ترجمه سید علی رضا جعفری، انتشارات نبوغ، قم، چ سوّم، 1384ش




نوع مطلب : عبرت های تاریخ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر