تبلیغات
تاریخ اسلام - نبرد نهاوند
حقیت راستین

نبرد نهاوند

نویسنده :عباس صفری
تاریخ:چهارشنبه 6 بهمن 1395-11:59 ب.ظ

با وجود پیروزی اعراب در نبردها، عمر اشتیاق زیادی به دست زدن به فتوحات نشان نداد. ویل دورانت دلیل وقفه افتادن سه ساله تا نهاوند را کافی بودن عراق برای عمر می داند. (ویل دورانت، 1342: 260) بعد از نبرد جلولا شهر کوفه بنا شد. بنای شهر پادگانی کوفه چهارده ماه پس از فتح مدائن بود. (بلاذری، 1346: 79)

نهاوند ( اصطخری، 201) آخرین نبرد منظمی بود که در برابر اعراب صورت گرفت. فرمان یزدگرد سپاهیانی را که در اطراف مملکت پراکنده بودند را در نهاوند جمع کرد.گرد آمدن این سپاه انبوه در نهاوند اعراب کوفه را نگران کرد.

عمار یاسر که در این زمان به جای سعد بن ابی وقاص امارت کوفه را داشت؛ خلیفه را از این فراهم آمدن سپاه ایران آگاه ساخت. خلیفه که از این خبر وحشت کرده بود ابتدا خواست که خود فرماندهی سپاه را بر عهده بگیرد. اما مشورت با بزرگان او را از این کار منصرف کرد و به قولی به پیشنهاد علی بن ابی طالب (اعثم کوفی، 1339: 95) نعمان بن مقرن برای فرماندهی سپاه نهاوند انتخاب شد.

در ابتدا، جنگ چندان حدّت و شدّتی نداشت. ایرانیان در خندق هایی که دور لشکرگاه کنده بودند پناه گرفته هر از گاهی بیرون آمده نبردی می کردند و به آن خندق ها پناه می بردند. محاصره ی خندق که طول کشید؛ اعراب به مشورت پرداختند و عاقبت تصمیم گرفتند که شایع کنند که خلیفه مرده است و آنها سر بازگشت دارند. این حیله به کار افتاد. «ایرانیان گروه گروه خارج شدند و آنها را هفت به هفت با زنجیر بسته بودند و قعقاع کم کم عقب نشست و ایرانیان آنها را تعقیب کردند و چون از سنگر خود دور افتادند لشکر عرب بازگشت و پایفشاری کرد .» (ابن اثیرالجزری، 1386: 242) نبرد سه روز طول کشید؛ از سه شنبه تا جمعه. و ایرانیان در نهاوند شکست خوردند.

با فتح نهاوند که اعراب آن را فتح الفتوح نامیدند؛ آخرین مقاومت سازمان یافته ایرانیان در برابر اعراب در هم کوبیده شد.

سرانجام یزدگرد

جنگ نهاوند امید یزدگرد سوم را مبدل به یأس کرد، ولی این پادشاه ساسانی دست از مطالبه تاج‌وتخت خود برنداشت و تازنده بود، کوشش نمود تا شاید کاری از پیش ببرد، پس از اینکه خبر «جنگ نهاوند» به او رسید، از ری به اصفهان و از آنجا به کرمان رفت، و در آخر در مرو اقامت گزید و از دولت‌های همجوار کمک خواست. ماهوی حکمران ایرانی مرو با نیرنگ قراولان او را نابود ساخت و قصد کشتن یزدگرد را داشت. یزدگرد چاره جز ترک آن‌حدود ندید و در همان نزدیکی، به‌قولی بدست آسیابانی، که طمع در جامهٔ زرین و فاخر او نمود، کشته شد. خانواد یزدگرد پس از مرگ او به چین پناهنده شدند.



نوع مطلب : عبرت های تاریخ 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر