تبلیغات
تاریخ اسلام - ملا علی کنی
حقیت راستین

ملا علی کنی

نویسنده :عباس صفری
تاریخ:جمعه 1 بهمن 1395-04:07 ق.ظ

از علماى بسیار متنفذ و معتبر و ثروتمند طهران در زمان ناصر الدین شاه و متولد 1220 هجرى قمرى كه در بیست سالگى پس از طى مقدمات علمى در وطن خود عازم عراق شد و نزد سید ابراهیم قزوینى صاحب ضوابط و شیخ محمد حسن سدهى صاحب جواهر به تحصیل پرداخت.

حاجى در صبح 27 محرم 1306 درگذشت و چهار روز جنازه او را نگه داشتند و آنگاه با دوش به حضرت عبد العظیم بردند و دفن كردند. در این چهار روز همه طبقات مردم حتى غیر مسلمانها دسته‏ ها به راه انداختند و عزادارى بسیار كردند. بطورى كه اعتماد السلطنه می ‏نویسد: «... حقیقت تا به حال براى احدى در ایران اینطور عزادارى نكرده بودند.» (ص 681) و ختم او را در مسجد مروى گذاشتند زیرا تولیت مدرسه و مسجد با او بود (خاطرات، ص 159).

حاجى شرح حال خود را در آخر رساله توضیح المقال نوشته و در آخر كتاب رجال ابو على به چاپ رسیده است.

دختر ناصر الدین شاه در نجف به دنبال منزل شیخ مرتضی انصاری میگردد. با آن خدم و حشم در میان کوچه پس کوچه های نمور نجف منزل محقری را معرفی میکنند که منزل شیخ است. زندگی فقیرانه و ساده ایشان  چشمان شاهزاده را خیره میکند. حیرت زده به در و دیوار این منزل نمور نگاه میکند و با تعجب و شگفتی میگوید: اگر ملا و مجتهد این است پس ملا علی کنی چه میگوید؟!

این حرف شاهزاده شیخ را عصبانی میکند. بدون ملاحظه جایگاه و مکنت و شوکت شاهزاده به پرخاش میگوید این حرف کفر آمیز چه بود تو زدی؟ برو و دور شو که میترسم عقوبت تو مرا هم بگیرد!

دختر ناصرالدین شاه از این برخورد به خودش می‌آید و عذرخواهی میکند. شیخ ادامه میدهد و می فرماید: ملاعلی کنی حق دارد آن طور زندگی کند. در مقابل پدر تو باید آن طور زندگی کرد. ولی من در میان طلبه ها زندگی میکنم باید حال و روز زندگی‌ام متناسب با طلاب باشد!

ناصر الدین شاه برای شکار از شهر بیرون زده است. هنوز از دیوار های شهر دور نشده‌اند که لحظه‌ای نگاهش را به دروازه ی شهر میدوزد. تاملی میکند و از شکار منصرف میشود. دستور میدهد برگردند! اطرافیان میپرسند چرا این‌طور کردی؟ پادشاه پاسخ میدهد: داشتم با خودم فکر میکردم اگر ملاعلی کنی امر کند تا دروازه را روی من ببندند و دیگر مرا راه ندهند من چه کار میتوانم بکنم؟! این بود که احساس کردم بهتر است از شهر دور نشوم!

شیخ مرتضی انصاری (متوفی ۱۲۸۱ ق) نیز از دوستان نزدیک کنی بود. پیرامون او چنین می‌گوید:

حدود بیست سال در کربلا با او دوست و معاصر بودم. اثاثیه‌ای جز یک عمامه نداشت که آن را شبهای تابستان فرش خویش قرار می‌داد و هنگامی که از محل سکونت بیرون می‌رفت آن را عمامه سر خویش می‌کرد(معارف الرجال ج2 ص 112.)

ساموئل گرین بنجامین ـ نخستین سفیر آمریکا در ایران ـ در خاطرات خود چنین می‌نویسد:

بزرگترین مجتهدهای حالیه که به منزله رئیس عدالت خانه حالیه ممالک فرنگ است حاجی ملا علی کنی است. حاجی ملا علی شخص مسنّی است و ظاهراً مایل به تجمل نیست بلکه میل به سادگی زیاد دارد. اگر چه املاک او زیاد است مع هذا نمی‌خواهد جلال و ظاهر سازی به خرج دهد. وقتی در کوچه‌ای راه می‌رود بر قاطر سفیدی سوار می‌شود و فقط یک نفر نوکر دارد، اما جمعیت از هر طرف کوچه به جلوِ او ازدحام می‌کنند مثل اینکه وجودی ملکوتی است. اگر یک کلمه بگوید می‌تواند اعلیحضرت را از سلطنت خلع کند. سربازهایی که در سفارت ممالک متحده آمریکا قراول می‌کشیدند به من گفتند که اگرچه ما برای حفظ وجود شما اینجا فرستاده شده‌ایم، اما اگر حاجی ملا علی امر کند همه شما را می‌کشیم( ایران و ایرانیان، ساموئل گرین بنجامین، ص ۴۹۹.)



نوع مطلب : شخصیت شناسی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر